سوال ؟ 2

شده دل کسی بگیره ازت ؟ بدونی از تو گرفته ؛ اما نخوای که بفهمی ؟

تا حالا اتفاق افتاده گریه ی یکی رو ببنی و  بدونی می خواد که بفهمی ؟  

نمی دونم شده بفهمی بودنت یکی رو عصبی می کنه ؛ نتونی آرومش کنی ؟ نتونی هم بری ؟‌

بفهمی توی ذهنشی ؛ اما نمی خواد بهت فکر کنه ؟

نمی دونم تو که الان این و داری می خونی احساس کردی ؟ شده دل کسی تو رو نخواد

هم بدونی که می خوادت ؟

چی می گن طرف همه ش با دست پَسِت می زنه با پاش پیش می کشه ؟ شده این طور بشی ؟

شده کسی تو رو برنجونه ؛ دلخورت کنه ؟ بشکنه ؟ بعدش پشیمون بشه ؟ بخواد معذرت بخواد نتونه ؟‌تو بفهمی ؟

می خواد از دلت در بیاره اما روش نشه ؟‌

با این که خودتم می دونی حق بااونم هست اما چون دوستت داره می خواد بخششه تو رو اما نتونه بگه ؟

نتونه بهت بگه پشیمونه ! نتونه بهت بگه دلش پر بوده ؛ نتونه بگه هر چی تو بگی ؟

نه واسه غرورش ها ؛ نه .. نتونه بگه .. روش نشه .. خجالت بکشه ازت .

از بس دوستت داره . نتونه حتی بگه دوستت داره ..

این جور وقتها چی کار می کنی ؟‌وقتایی که نه می تونی بری جلو و بگی احتیاجی نیست . می فهممت .

و نه می تونی بی تفاوت باشی ..

وقتایی که دلت می سوزه براش و پر می زنه براش اما نمی دونی باید چی کار کنی ؟

.

.

.

اینم داشته باشین :‌

 

 دلیل اینکه آرومم ؛ امید لمس دستاته

همین لبخند پنهانی ، کنار لحن گیراته

دلیل اینکه تنهایی ،همین دستای تنهامه

همین دنیای تاریکم ،همین تردید چشمامه

..

تو دلگیری ،نمی دونی چه رویایی به من دادی

اگر فکر می کنی سردم، برو رد شد تو آزادی

نمی دونی چه قدر سخته، تو پشت نبض دیواری

نمی دونم تو این روزها ،چه احساسی به من داری

..

نه که سرد و مغرورم ، نه اینکه دور از احساسم

بزار  دست دلم رو شه ، بزار رویا رو بشناسم

تمام شهر خوابیدن، من از فکر تو بیدارم

یه روز می فهمی از چشمام ، چه احساسی به تو دارم

..

شبیه حس پژمردن ؛‌ دچار شک و بی رنگی

من آرومم تو تنهایی حقیقت داره دلتنگی

هنوزم می شه عاشق شد هنوزم حال من خوبه

ببین دنیا پر از رنگه هنوزم عشق محبوبه ...

حقیقت داره دلتنگی : خواننده، احسان خواجه امیری

/ 9 نظر / 6 بازدید
سارا

من بازم سکوت می کنم ! من هیچی نمی گم ، حرف نمی زنم من می ریزم تو خودم !

فرح

مرموز شدی مرموز تر هم مینویسی حس خوبی بهم نمیده این نوع نوشتن [متفکر]

فرح

من بازی با کلمات رو دوست دارم ولی نه وقتی حرف دل باشه چون کم میارم نمیتونم صریح بگم .این رقم کنکاش با دوست خوبه ولی اینکه با خودم باشه من با آینه این بده بستون رو ترجیح میدم . کاری که همیشه میکنم . تازه من اگه خودمو میفهمیدم این همه مشکل نداشتم [چشمک] تنها چیزی که خوب میفهمم این روزا اینه که میخوام زندگی کنم ____ تو خوبی؟ این اهنگ احسان دنیایی داره

سبحان

هااااااااااا حالا شدیم اون طرف مقابل سئوال 1. بازم من حرف زدنو درست نمی دونم. نگاهش می کنم(از اون نگاها) لبخند میزنم. بعدم یه چشمک کوچیک.. رو کم کنی برای اینجور نوشتنت! اون روز هم شد... حواسم پرت بود. داشتم تمرینا رو می نوشتم. دیدم گوشیمو برداشت, به رو خودم نیاوردم. بعدک زیرچشمی دیدم صفحه نوشتن مسیجو آورد. سرشو بالا کرد. چشم تو چشم شدیم. خواست چیزی بگه اما نگاه منو دید یه نگاه از اون نگاه ها... از اون نگاه ها که یعنی دوست دارم! یه چشمک با چشم راستم. سرمو پایین آوردم. مشغول نوشتن شدم.اون مشغول شد. همون طور که مشغول نوشتن بودم گوشی رو جلو گذاشتو رفت. خوندم... وقتی سرمو بالا کردم با سرم بود. رفتم طرفش باز هم از اون نگاها. خندیدم و بوسیدمش...[لبخند]

بهاره

آره این حس و هر روز و هر لحظه حس می کنم. وفقط صبر می کنم.[گل]

ملوس خانومی

الان فرقش با سوال قبلیه چی بود؟[سوال]

divoone

چه قشنگ نوشتی ....... همش آره ....[ناراحت] سخته...............

ملوس خانومی

[نیشخند]نه دیگه.همین جوری اوایلشو خوندم دیدم شبیه همون قبلیست!!! همین کارا رو میکنی منم هی بیشتر دوست میدارما!!!با این نوشته هات[ماچ]