بیوگرافی پسر من !

عکسی که گوشه مشاهده می فرمایید ؛ عکس پسر بنده است ..

مانی من ؛ متولد ١٨ اردیبهشت ١٣٨۴ می باشد ..

سال بعد تشریف می برن پیش دبستانی ؛ عاشق رنگ قرمز و نارنجیه ؛

اما از صورتی متنفره ! می گه دخترونه ست ..

٢٣ کیلو وزنشه و ١٢٠ سانت قدش .

خوش تیپه ! و البته این و به مامانش رفته ! قدشم همین طور ...

اردکه ! عاشق آبه ؛ شنا رو  هم از شما بهتر بلده ! توی دریا هم شنا می کنه !

دنیا که اومده بود قدش ۵۴ سانت و وزنش ٣ کیلو بود ؛ که البته قدش همون موقع

هم رکورد دار بود !

با دست چپشم غذا می خوره و نقاشی می کشه ..

شماره تلفن ها رو خوب حفظ می کنه ؛ تا ٣٠ می شماره ؛ اسم خودشم

هم به فارسی و هم به انگلیسی می نویسه ؛ زبانش عالیه !

عاشق کارتون نینجا ها و برنارد هست . البته عصر یخ و پلنگ صورتی رو هم

دوست داره .. اما اون دو تا اولی را یه دفعه ٧ -٨ بار پشت سر هم می بینه !

پلی استیشن و از باباش بهتر بازی می کنه ؛ بهترین بازی هم نینجا رو

دوست داره ؛ به قول خودش همیشه پرنده می شه !

ماشین خیلی دوست داره مخصوصا ماشینهای شهرداری !‌( کامیون و لودر

و جرثقیل و اینا را می گه ماشینهای شهرداری ) تفنگم دوست داره

اما نه زیاد ؛ عوضش از عروسکهای پشمالو زیاد خوشش نمی یاد ..

فقط یه اسب شاخدار داره اون و خیلی دوست داره ..

عاشق پازل و جورجین و لگو و هر چی ساختنیه دیگه ست ..

از این آجرهای اسباب بازی همه مدله داره ؛

وقتی صداش در نمی یاد ؛ یعنی داره دل و روده ی یه چیزی رو می ریزه بیرون !

دیر گریه می کنه ؛ مغروره یه کم ؛ اما اشکش اگه در بیاد ؛ در اومده !!!

این شم به خودم رفته !

عاشق ماکارانی و ماهی تن هست ( به قول خودش ماهیتابه ) کبابم دوست

داره مخصوصا با نون .. کلا غذاهای نونی رو دوست داره می گه بوتامین دارن .

گوجه ؛ بادمجون ؛ لوبیا سبز ؛ قارچ .. اگر یکی از این گزینه ها توی غذا باشه

سوا می کنه ؛ وگرنه هر چی باشه می خوره ..

کلا با شیر و فراورده های شیر میونه ی خوبی داره .

آرزوش عاقل شدنه ! می گه اگر عاقل شم ؛ خدا من و دوست داشته می شه

و بهمون نی نی می ده ؛ بچه رو دوست داره ؛ اما مطمئنن حسودی می کنه

باهاش اگه بیرون بریم ؛ باید یه بطری آب داشته باشیم ؛ چون قدم به قدم

آب می خواد ؛ فکشم باید بجنبه ؛ به همه چی هم دوست داره دست بزنه !

پف فیل دوست داره ؛ اونم پنیری . آدامس موزی و شکلات همه مدلش !

اتاقش و بیشتر خودش جمع می کنه ؛ اما همیشه هم نامرتبه ؛ دوست داره

ریخت و پاش کردن و ... گرمایی وحشتناک ! توی زمستونم هیچی روش

نمی ندازه و لباس نمی پوشه ! از کلاه و شال گردن متنفره !

یه پتو داره بهاری ؛ خیلی دوستش داره ؛ بهش می گه" پتوی نی نی گانم "

واسه نوزادیشه ؛ از خودش جداش نمی کنه ! نوشتن و دوست داره ..

نقاشیش بد نیست ؛ رنگ امیزیش اما عالیه ..

عاشق جارو برقی کشیدنه ! تابستونا باید خودم و بکُشم تا شلوارک پاش

کنه ! می گه زشته ! رمانتیکه ! اونم زیاد !

خیالبافی شم بد نیست . واسه خودش توی مهدشون رئیسه . همه به

حرفاش باید گوش کنن ! ٢٠ جفت حداقل جوراب داره همشون هم همیشه

لنگه به لنگه هستن !

شلواراش تند تند کوتاه می شن ؛ کفش خیلی دوست داره ؛ مخصوصا کتونی ؛

بعداز ظهرا همیشه می خوابه ؛ شبها هم همیشه اتاق خودش می خوابه ؛

به شرطی که تا خوابش ببره , یکی پیشش باشه !

اولین شعری که یاد گرفت " آقا پلیسه " بود .

دوست داره بزرگ می شه سرباز ! بشه ...

پول در بیاره می خواد بده به من ؛ من براش همه ماشینهای دنیا رو بخرم !

از همه چی می خواد سر در بیاره ؛ اما اگر بهش بگی " این مربوط به تو نیست "

دست نمی زنه . یه کم خجالتیه ظاهرا ؛ اما وقتی جور بشه ؛ رفیق فابریک می شه .

آجیل و بیشتر از میوه دوست داره . توی میوه ها هم موز و نارنگی .

وقتی می خوادخودش و خوب نشون بده ؛ صدام می کنه مامان سارا ؛

وقتی می خواد خودش و لوس کنه ؛ صدا می کنه مامان جونی ..

وقتی هم کار داره مامان ..

بزرگ شدن نهایت ارزوشه .. بزرگ و عاقل ...

و در اخر اینکه عشق مامانشه ؛ خیلی دوستش دارم و خیلی دوستم داره . 

آرزوم سلامتی و شادیشه .. همیشه می خوام ازش آدم خوبی باشه . نه پسر

خوب .. فقط می خوام آرامشش و ببینم وقتی که بزرگ شد . دلم نمی خواد مشکلی 

داشته باشه که آرامش و ازش بگیره و غم داشته باشه .. 

.. 

دوستش دارم ؛ همین ! 

 

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
صدف

آخی .نازی . [بغل]

رایان

عکس دامادیشه گذاشتی؟ [زبان] [قلب]

رایان

یه ماه از نیکا کوچیکتره! [لبخند] باورم نمی‌شه اینهمه چیز بلده؟ بابا وضعش از من هم بهتره که !! [نیشخند] [قلب] [گل]

رایان

بابا ایول قد. قد کیارشه! [دست]

رایان

من خودم می‌گیرم. مگه شما قد گرفتن بلد نیستین؟ نه کم کم نمی‌خونم. حالم گرفته‌س. پست آخرمو بخون. تصمیم نداشتم چیزی بنویسم. ولی انقدر ناراحت شدم که مجبور شدم بنویسم. خدا بهمون رحم کنه. خدا به بچه‌هامون رحم کنه.

Hell Lord

ماشاللههه..چشم نخوره ایشالله، عاشق کشتی گرفتن با پسر بچه هام.. با پسر خالم که 7 سالشه کشتی میگیرم(کشتی که چه عرض کنم، وحشی بازی[زبان])...هر چی هم که بزنمش صداش در نمیاد...فقط به چشم بازی میبینه و لذت میبره ...منم میزارم تا دلش میخواد مشت بزنه تو سر کلم [نیشخند] .. خودمم شارژ میشم. ایشالله همیشه زیر سایتون سلامت باشه..[بغل][گل]

سبحان

ایول عجب بچه باحلو تخسی!!!!!![نیشخند] پسر باید از اول اینطوری باشه. یعنی اینکه مشخصه بعدا از اون مردا تو دل برو زنا میشه.[چشمک] یه سئوال چه جوری نوشتن دوست داره ولی بلو نیست بنویسه؟؟؟؟؟؟؟[زبان] ایشالا همیشه برات بمونه تو پیریت اون دستتو بگیره.

Hell Lord

واییی... یک لحظه فکر کردم آدرسو اشتباهی زدم...چه قالب با هیبتی! مبارک!

بهاره

ریحان من متولد اول آذر 83 ولی با مانی همکلاس می شن. اینم درد سر نیمه دوم ساله. منم از ریحانم می نویسم بهدا[نیشخند]