ادامه ....

نوشتم نگین بی معرفتم .. اما امروز اصلا نتوستم که بیام .. صبح که نشد ...

رفته بودم بیرون ..

مثلا گردش . که جاتون خالی نباشه حسابی کوفتم شد .بعد از ظهرم ادامه مسخره

بازی برادر شوهرم بود

بعدا مفصل می نویسم .. شاید بعضی ها ناراحت شن . شاید تند دارم می رم .

اما از این صیغه ی مسخره عربی متنفرم !!!

همین .. تا بعد می نوسیم . دعا کنین فردا بیایم تهران ... خسته شدم ..

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Hell Lord

[متفکر]عجبا....صیغه فارسیشو بخون خوب[زبان]

فرح

خستت کردن نه اینکه خسته شدی منتظریم [گل]

بهاره

برای رسمیت بیدا کردن ازدواج بالاخره همه دین ها یه چیزی دارن حالا عربی وفارسی نداره. حتی ادیان که توحیدی نیستن. این چیزی نیست بخاطرش خودتو اذیت کنی. برای اینکه بهت سخت نگذره فقط تو ذهنت روزی رو مجسم کن که برگشتی خونه. فکر نکن که سخت می گذره.فقط خودتو تو تصور کن جواب میده من امتحان کردم....اینقدر غصه نخور سارا جان....[گل]...[ماچ]

Hell Lord

جالبه بدونید ک کلمه سیقه (صیغه) فیلتره [متفکر]

کاوه

سلام سارا خانم تورو خدا این کلمات نغز را اگه تونستی ضبط کن . ویه جورایی بزن توی وب ندارم خیلی دنبالش میگردم که درست و حسابی ازش بنویسم با مدارک موجود...... فقط میدونم یه خرید و فروش ............ این میون صورت میگیره. مکتوبش رو ندارم فعلا.

کاوه

دعا کردیم گرفت یا نگرفت نمیدانم اما این ترافیکی که ما دیدیم و شنیدیم فکر کنم دو سه روز دیگه دعای ما تو راهه..[زبان]

کاوه

دختر باران عزیزم 13 بدر تمام......... امروز که چهاردهم هست هنوز نیستید. یه ضربدر میزنم جلوی اسمتان . نه اصلا غیبت خوردید مثل خودم که نرفتم بیگگگگگگگگاری .... سارا جان منتظر عکس و مناظر هستم خودتان گفتید . خواستم یاداوری کنم. همین