شده دل کسی بگیره ازت ؟ بدونی از تو گرفته ؛ اما نخوای که بفهمی ؟

تا حالا اتفاق افتاده گریه ی یکی رو ببنی و  بدونی می خواد که بفهمی ؟  

نمی دونم شده بفهمی بودنت یکی رو عصبی می کنه ؛ نتونی آرومش کنی ؟ نتونی هم بری ؟‌

بفهمی توی ذهنشی ؛ اما نمی خواد بهت فکر کنه ؟

نمی دونم تو که الان این و داری می خونی احساس کردی ؟ شده دل کسی تو رو نخواد

هم بدونی که می خوادت ؟

چی می گن طرف همه ش با دست پَسِت می زنه با پاش پیش می کشه ؟ شده این طور بشی ؟

شده کسی تو رو برنجونه ؛ دلخورت کنه ؟ بشکنه ؟ بعدش پشیمون بشه ؟ بخواد معذرت بخواد نتونه ؟‌تو بفهمی ؟

می خواد از دلت در بیاره اما روش نشه ؟‌

با این که خودتم می دونی حق بااونم هست اما چون دوستت داره می خواد بخششه تو رو اما نتونه بگه ؟

نتونه بهت بگه پشیمونه ! نتونه بهت بگه دلش پر بوده ؛ نتونه بگه هر چی تو بگی ؟

نه واسه غرورش ها ؛ نه .. نتونه بگه .. روش نشه .. خجالت بکشه ازت .

از بس دوستت داره . نتونه حتی بگه دوستت داره ..

این جور وقتها چی کار می کنی ؟‌وقتایی که نه می تونی بری جلو و بگی احتیاجی نیست . می فهممت .

و نه می تونی بی تفاوت باشی ..

وقتایی که دلت می سوزه براش و پر می زنه براش اما نمی دونی باید چی کار کنی ؟

.

.

.

اینم داشته باشین :‌

 

 دلیل اینکه آرومم ؛ امید لمس دستاته

همین لبخند پنهانی ، کنار لحن گیراته

دلیل اینکه تنهایی ،همین دستای تنهامه

همین دنیای تاریکم ،همین تردید چشمامه

..

تو دلگیری ،نمی دونی چه رویایی به من دادی

اگر فکر می کنی سردم، برو رد شد تو آزادی

نمی دونی چه قدر سخته، تو پشت نبض دیواری

نمی دونم تو این روزها ،چه احساسی به من داری

..

نه که سرد و مغرورم ، نه اینکه دور از احساسم

بزار  دست دلم رو شه ، بزار رویا رو بشناسم

تمام شهر خوابیدن، من از فکر تو بیدارم

یه روز می فهمی از چشمام ، چه احساسی به تو دارم

..

شبیه حس پژمردن ؛‌ دچار شک و بی رنگی

من آرومم تو تنهایی حقیقت داره دلتنگی

هنوزم می شه عاشق شد هنوزم حال من خوبه

ببین دنیا پر از رنگه هنوزم عشق محبوبه ...

حقیقت داره دلتنگی : خواننده، احسان خواجه امیری



موضوعات مرتبط: روزانه , شعر

تاريخ : شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()