نمی دونم و شاید نباید این جور بگم ؛ اما هر کی با یه چیزی حال می کنه !

جدی همین طوره ها ... یکی از یه چیز لذت می بره که برای ده نفر دیگه مسخره ست !

یکی با یه نفر حال می کنه که برای خیلی ها ضد حاله طرف !

خیلی وقتها با خودم گفتم " اه .. چه بی سلیقه است ؛ با چی داره حال می کنه !

یا طرف چه احمقیه داره با کی خوش می گذرونه ؟‌"‌

اینا واسه یه ده سال پیش بود شاید . البته الانم گاهی می گما ! اما خب کمتر ..

حالا این و داشته باشین .

نمی دونم براتون اتفاق افتاده یا نه ؟

مثال :

شما یه چیز و - مثلا یه ورزشی رو می گیم حالا فوتبال - دوست داری ..

خب داری می ری یاد بگیری ؛ استعدادکی هم داری و ظاهرا موفق هم هستی ؛

اونوخت توی همین روزها که داری حالت و می کنی ! یکی تو زندگیت پیدا می شه - این

یکی هر کسی می تونه باشه - این مکالمه بین شما اتفاق می افته !‌

شما : سلام

اون نفره : سلام ؛ کجا بودی ؟

شما : رفته بودم کلاس

اون نفره : کلاس چی ؟

شما : آموزش فوتبال ؛ آخه خیلی به فوتبال علاقه دارم !

اون نفره : ها !!!! فوتبال !!!!!!! تو فوتبال می ری بازی می کنی ؟ وای چه بی کلاسی !!‌

شما با دهان باز و چشمان در آمده ! : چراااااااااا ؟

اون نفره : الان اسکی مده بابا ! برو اسکی یاد بگیر ؛ کلی هم کلاس داره !!

....

شما چی کار می کنین ؟؟‌ جوابتون چیه ؟

می رین خونه و با خودتون فکر می کنین چه قدر بی کلاس و مسخره و زشت و ...

هستین ؟! و بعد از فردا کلاس اسکی ثبت نام می کنین ؟

یا نه ادامه می دین ؟ "‌همینی که هست می خوای بخواه؛ نمیخوای نخواه !! به من

چه تو دوست نداری ."

..

موضوع همین بود .. یه مدت یه زمانی این طور بودم ! هر کی هر چی می گفت می گفتم

" به من چه !من این طوریم ! .. " اما یه مدت بعد شدم  اولی !!

حتی شده برای رضایت دیگران ؛ کسی می شدم که اونها دوست دارن ..

حرفم این بود که آقا؛خانم برای رضایت دیگران ؛ عروسک خیمه شب بازی نشو لطفا !!

ارزش نداره ؛ این و حس کردما .. این و ثابت کردم .تجربه کردم . از یه آدم دنیا دیده !!

یه نصیحت گوش کنین !! ننه !

آرامش شما ؛ واسه شماست ... هیچ کس توی دنیا نمی تونه به اندازه ی خودتون

به شما آرامش بده .. با هیچ کس تو دنیا نمی تونین مثل خودتون حال کنین ..

هوای خودِ خودتون و داشته باشین .. که اگر گمش کنین ؛ اگه باهاتون قهر کنه ؛

اگر جایی جاش بزارین به هوای کسی ؛ به این راحتی نمی تونین دیگه بدستش بیارین .

کار ندارم که به عقاید و خواسته های دیگران احترام می زارین یا نه ؟ به من چه اصلا !

می گم ؛ اول برای خواسته ها و عقاید و باور های خودتون احترام قائل باشین ..

اونها را باور داشته باشین و مطمئن باشین کسی جز خودتون شما را خوب نمی شناسه و

قبول نداره ! حتی کسی مثل پدر و مادر ؛ مثل همسر و بچه .. دوست و چه می دونم

هرکس که فکر می کنین عزیز شماست ؛ نمی تونه مثل خودتون ؛ خود ِ خودتون را کشف

کنه و بشناسه !

همین .

 

بی ربط نوشت !:‌

می خوام بگم یک کلمه؛ حرفی که توی دلمه

           هم سختمه نگفتنش؛ هم گفتنش مشکلمه

می خوام بگم که؛ تیر غم سوی دلم کمونه کرد

واژه ی "ع ، ش ، ق " روی لبام جوونه زد

 

 

 



موضوعات مرتبط: روزانه

تاريخ : جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ | ٤:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()