خوب من قرار بود از قالب بلاگم بنویسم !

اولش تا یه مدت یه قالب پروانه داشتم که زمینه ش سیاه بود .. یهو دلم گرفت خواستم

عوض ش کنم . همون موقع هم یه پست در باره ش گذاشتم ..

خیلی عوض کردم .به خیلی از سایتها هم سر زدم که توی این مورد خدمات داشتن .

تا اینکه این قالب و امتحان کردم .

حقیقتش اولش خوشم نیومد . واسه اینکه احساس کردم عکسش بزرگه .

اما بعد که دقت کردم از متن عکس خوشم اومد ..

باخودم گفتم ؛ اینجا هم خونه منه ؛ و اولین چیزی که جلب توجه می کنه همینه ..

به نظرم باید به شخصیت آدم هم بیاد

باید با روحیه و حرفهایی که می زنیم همخونی داشته باشه .. من خودم خیلی جاها

رفتم و با دیدن قالبشون برگشتم ..

مثل اینکه مهمونی بری یه جایی برا بار اول .. اونوخت از قیافه ی خونه خوشت نیاد ..

تا برسه به رفتار و شخصیت میزبانت ؛ از روی ظاهر خودش و خونه ش می تونی

بفهمی چی کارست ..

خلاصه .. اینکه دیدم توی متن عکس چیزهای خوبی پیدا می شه ...

می گم حالا :

اول : آسمون .. آسمون بزرگه؛ بی انتهاست .. من خیلی دوستش دارم . احساس امید به آدم می ده .. اینکه تو چیزی نیستی ؛‌اما همون قدر هستی ! 

ابر : خوب ابر نشانه ی زایش و بارش هستش .. و هر دو اینها نشانه ی تولدِ دوباره ...

ابرم واسه بارونش خیلی دوست دارم .. اینجا هم اونجایی که" وقتی بارون می زنه "..

 ابراشم واسه این هستن ...

پرواز : واقعا نمی تونم چیزی بگم .. چون حتی بی احساس ترین آدمها هم پرواز و

دوست دارن و می فهمن ... اینکه زیر پات خالی باشه و توی بی کران آسمون باشی ..

پرواز نشانه ی آزادیه .. و آزادی اولین آرزوی بشریت ...

و پرنده ها :‌نگاه کنین ! اینجا چیزی جفت نیست ! همه جور پرنده هست اما جفت ندارن ..

همه شون تک هستن .. یکی هستن ... اما کنار هم هستن .. در یک مسیر دارن پرواز می کنن ..

و صفشون هم منظمه ...

و چیز جالب ؛ توازن قدرت و زیبایی بینشون .. عقاب که نماد قدرته ؛ وسط داره پرواز می کنه ..

اونوقت یه مرغابی اول ردیف داره پرواز می کنه .. زیبایی همین طور تقسیم شده بینشون ..

همه آروم ؛ دارن به راه جلوشون نگاه می کنن ؛ انگار چیزی جز مقصد براشون مهم نیست ..

ارامش شون زیباست ..

..

اینا به ذهن من رسید ؛‌اگر شما هم چیزی به ذهنتون رسید بگین ....

اصلا یه بازی می کنیم !!

در مورد این عکس من نوشتم ؛ شما درباره  عکس اون یکی بلاگم بنویسین ! .

 اونم مثل این کلی حرف داره توش .. دقت کنین ؛ خودتون می فهمین !

-------

بعدا نوشت :‌

اون بالا یه بیت شعر نوشتم که یکی از دوستان زحمت کشیدن ترانه شو گفتن ..

با تشکر از ایشون من بیت اول شعر و گذاشتم این بالا ...

 

 

 

وقتی که بارون می زنه رو جاده ی رفتن تو 

                                           توی تموم لحظه هام می پیچه عطر تن تو

..

بارون یاد آور خیلی خاطراته .. واسه من ؛ شما ... هیچ کس نیست که از بارون لذت

نبره و زیبایی شو حس نکنه ...  قلب 

...

 

گل من سرت سلامت؛ تو که خوش باشی غمم نیست

                                         این همیشه آرزومه پس دلیل ماتمم نیست



موضوعات مرتبط: روزانه

تاريخ : چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ | ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()