کاش می شد یه بار چشمات به من نگاه کنه

                          اگه حتی اشتباهست ؛ دوباره اشتباه کنه

------------------------------------------------------------------------------

 

اعتراف !

خدایا می خوام اعتراف کنم ؛ به فرشته هات بگو بنویسن :

امروز کار بدی کردم !

یعنی اولین بار یادم نمی یاد که کِی دقیقا کار بدی کردم ؛ اما شاید اولین بار

کشیدن موی خواهرم بود ؛ و برداشتن یواشکی چند عدد ؛ الوی قیسی از کابینت

خونه ی مادر بزرگم ...

و شاید در اوردن ادای راه رفتن سونا خانم ...

خدایا ؛ بعدشم چند تا کار بد کردم .. اوه ؛ نه چند هزارتا ...

توی مدرسه 1000 تا هزار تا دروغ گفتم ..

و اولین بار دوم دبیرستان که بودم عوض مدرسه ؛ رفتم با دوستام گشتم !!

و کلی کار بد دیگه ...

امروزم کار بدی کردم !

مثل دیروز ؛ مثل روز و ماه و سال پیش ..

بعد با خودم فکر کردم که چی ؟؟

تو هم مثل همین ادمهایی هستی که دور و برم سایه هاشون و می بینم ...

چرا ؟

آخه داری مثل اونا رفتار می کنی ؛ کارهای بدم و خوب می بینی ؛ اما هر وقت

کار خوبی می کنم ، نمی بینی .. وظیفه م می شه ..

اگه حرف گوش باشم ؛ دوستم داری ؛ همین باید برام کافی باشه ؛ اما اگر حرف

گوش نکنم ؛ ناراحت می شی و کلی بلا رو سرم هوار می شه ..

خدا باور کن کفر نمی گم ! باور کن نمی خوام بگم استغفر الله ؛ خدای بدی هستی ..

نه خدایی ؛ قبول دارم و دوستت دارم .. با این که از مُردن می ترسم ؛ اما دوست

دارم بمیرم تا ببینم تو رو ..

خدایا

تو که فرشته هات کارهای بد و زودی بهت می رسونن ؛ صدای گریه های من و

می شنوی ؟؟؟

بهت می گن یکی التماس می کنه بهت روز و شب ؟؟

خودت نمی شنوی صدای خواهش و زاری من و ...

نمی دونی ؟ نمی بینی ؟؟ نمی فهمی ؟؟؟

مگه می شه ؟ تو خدایی و باید بتونی ...

چه قدر خودم و گول بزنم با این حرف که " هر چی صلاحه "

آخه تو بگو صلاح من چیه ؟؟

نمی دونم ؛ گیجم .. منگم این روزها ..

خودت می دونی چی ازت می خوام .. باشه این ماهم روش ..

می خوام اما بد بشم .. دیگه نمی خوام خوب بمونم ..

این ماهم صبر می کنم ؛ این ماهم همونی می شم و می مونم که می خوای ..

دعا می کنم ؛ التماس می کنم ؛ داد می زنم ؛ حرف گوش می کنم ؛ صدات می زنم

قسمت می دم ؛ هر کاری که بتونم بکنم ؛ همون کاری که یه ساله بیشتر دارم

می کنم ؛ که چی ؟ تو ............................................

خدایا می دونم برات سخت نیست ؛ اما برای من سخته !

آخه چه جور بهت بگم ؛ من نمی تونم .. من صبر ندارم .. من شکیبا نیستم ..

کار من نیست .. خدایا قبول کن ! کار من نیست ..

دوستت دارم ؛ تو هم دوستم داشته باش ..

.

 



موضوعات مرتبط: روزانه

تاريخ : یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()