چشمات و که می دوزی به چشمام ..

دستهای گرمت رو که توی دستهام می زاری ؛

و وقتی لبهای داغت گونه م رو می بوسه ..

..

وقتی صدای خنده هات نمی پیچه توی خونه .

وقتی حتی حوصله ی پلی استیشن تو نداری .

وقتی نمی خوای بدو بدو کنی ... وقتی بهم التماس نمیکنی واسه اینکه باهات

جومونگ بازی کنم ...

وقتی ...

امید من ! وقتی توی مریض می شی ؛ مامان فقط از خدا میخواد ، تمام درد و

بیماریت و به اون بده ؛ تا گلش بازم بخنده ؛

.. فقط از خدا می خواد ؛ تب و از تن کوچیک گلش بندازه بیرون ؛ تا عزیزش ؛

شاد باشه و سالم ... نمیدونم خدا چه جور میتونه ببینه ؛ گلی مثل تو این جور رنجور و

مریض باشه ....

...

می خوای پاهات و ببوسم که زود خنک شن ؛ آخ ! گل من ؛ ای کاش می شد

اون وقت حاضر بودم تا تمام عمرم این کار و بکنم .. از خدا هم خواسته باشم ؛ که

پاهای گلم و ببوسم .. دوستت دارم عشق کوچولوی من ..

_______________________________________________________

واسه گل من دعا کنید زودی حالش خوب شه .. ناراحت



موضوعات مرتبط:

تاريخ : چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸ | ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()