با تشکر از دعای خیرتان ! بنده ١٢ فروردین ؛ شب ؛ رسیدم خونه م .. اره ...

دیروزم با خانواده م بعد از چند سال رفتیم سیزده بدر . خیلی خوب بود . حالا می نویسم

درست در موردش . اما یه نکته بگم که آقامونم اومد باهامون !‌

حالا می نویسم در موردش . زیاد نموندیم اما خب خوش گذشت ..

یه معذرت درست و حسابی بدهکارم به تک تکتون . که نرسیدم که بخونمتون .

اگه یه جا نظر نذاشتم دلیل بر نخوندن نیست .

می خوندم اما این که نظر بذارم سخت بود یه کم . اونم با اینترنت افتضاح اونجا ...

اعصاب خورد کنی بود که نگین ...

خلاصه اینکه دوستتون دارم و می نویسم کم کم . یه کم اوضاع و سر و سامون بدم .

روال عادی زندگیم درست شه .. می رسم خدمتتون !!!

اما ..

با تشکر ویژه از مهسا جونم .. و بازم معذرت ... دوستت دارم یه دنیا به خدا شرمنده م کردی ..

می دونم نمی تونم جبران کنم .. اما اگه هر کاری داشتی رو من حساب کن دوست جون

خوشگلم

و یه معذرت خواهی به فرح جون و سبحان .. که خودشون می دونن ..

و کلیه همکاران و دوستان و آشنایان !!

یه چند تا کار دارم که باید انجام بدم ..

عکسهام و درست کنم و بذارم .

و یه دونه از اون چیزها بزارم !

و یه چیزهایی می خوام در مورد یه چیزهایی بنویسم ! تا حسش نرفته باید بنویسم ..

می بینمتون . دوستتون دارم یادتون نره ها



موضوعات مرتبط: روزانه

تاريخ : شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()