یه کم خاص بودم و هستم  . دست خودمم نبود . خانواده م ؛ دوستام ؛ شوهرم و -

مطمئنن پس فردا مانی - همه می گفتن و می گن که هستم !

در عین این حال که حساسم ؛ اما محکمم هستم . اشکم زود در می یاد اما نمی زارم

که در بیاد .. مغرورم قبول دارم اما می تونم خودم و بشکنم . یعنی شکستم ...

با این که ظاهرا مهربونم ؛ گاهی همچین می شم که ... عصبانی شدنم حرف نداره

اما زودی آروم می شم ..

از آدمهایی هستم که یک دقیقه ی بعدشون معلوم نیست .. گاهی توی خوشی می زنم

زیر گریه ..و گاهی توی بدترین شرایط کم نمی یارم !

هر کی تو قوم وخویشامون و دوستام توی جریان ازدواج و زندگیم بودن می گفتن

من یک روزم تحمل نمی کنم. اما الان خودشونم موندن .. واسه این گاهی فکر

می کنن دارم خالی می بندم ...

گاهی دلم می خواد مثل ۶ سالگیم بشم .. یه دختر لوس و اشک آلود ..

گاهی هم مادر بزرگم پیشم کم می یاره !

یه وختایی خر می شم ؛ اما نمی تونم خر کنم !

منم مثل همه شما بد وخوبی دارم و می دونم بدیهام زیاده .. اما خب من دوستشون دارم

مثلا به من می گن خیلی سنگ دلم گاهی .. زود می بُرم و ظاهرا راحت ..

نمی دونن تو خودم می ریزم .. اما من این خصوصیتم دوست دارم . به نظرم لازمه بُریدن گاهی ..

در عین حال زود وابسته می شم .. و این وابستگی گاهی خرکی شدید !!

مثل همین وابستگی که به زندگیم دارم .. گاهی خودمم نمی دونم به چیش

دلم خوشه اما خب نمی تونم دل بکنم .. این و امتحان کردم .

یه اخلاق دیگه م خودمونی شدنه ! من نمی تونم زود خودمونی بشم . دست خودمم نیست ..

واسه این گاهی دوستام می رنجن ازم . می دونم . خب این جور احساس بهتری دارم ..

جون به جونم کنین نمی رم سر یخچال خونه مادر شوهرم ! حتی اگه از تشنگی بمیرم !

باید اجازه بگیرم . دوستم ندارم کسی باهام خودمونی بشه .. حتی بهترین دوستم ..

از شوخی هایی که نسنجیده هستن بدم می یاد ..

موضوع اینه بعضی افراد زود فامیل می شن و هر چی می خوان به آدم می گن

که من متنفرم از این کار !

 نمی تونم الکی از یه چیز تعریف کنم ! دست خودمم نیست . از چاپلوسی متنفرم ؛

ترجیح می دم دوستم به خاطر واقعیتی که بهش گفتم ازم برنجه اما من گولش نزنم !!

اگر کسی این رفتار و با منم کنه ناراحت نمی شم . واقعا از خر کردن و خر شدن، متنفرم !

گفتم نه که خودمم زود خر می شم !

طرز محبت کردنم هم یه جوره ! برای هر کس فرق داره .. نمی تونم الکی زنگ بزنم

به جاریم و نیم ساعت فک بزنم تا اون بفهمه من دوستش دارم !

ترجیح می دم موقع کمک کنارش باشم .. می دونم این اخلاقم هم به مذاق خیلی ها

مخصوصا خانواده ی شوهرم خوش نمی یاد ... اونا دوست دارن عروسشون

دائم قربون صدقه شون بره که من عمرا این کاره باشم ..

اما می دونن نمی تونه هیچ کس مثل من جمع و جورشون کنه !

چیزهای لوکس و دوست دارم ! دست خودمم نیست .. هم مدرن هم سنتی ..

الان یکی از اتاقهای خونه رو دارم سنتی می کنم ! تخت و قلیون و پشتی !

هم مبلمان اسپرت دارم هم استیل ..

دوست دارم خلاصه ...

خودمم همین طورم .. گاهی ساده ؛ گاهی یه جوری آرایش می کنم همه می مونن تو کَفش !

شیک بودن برام مهمه .. نمی گم به مد اهمیت نمی دم اما نه هر مدی ..

مثلا عمرا موهامو برم شبیه آناناس کنم! ترجیح می دم خورد کنم ؛که بهم بیشتر می یاد ..

گاهی تنهایی م و به هیچ قیمتی نمی فروشم .. حتی با از دست دادن عزیزام و دوستام ..

گاهی هم انقدر شلوغ بازی در می یارم که همه کُفری می شن ..

از گند دماخ بودن متنفرم .. بی خیالی رو ترجیح می دم گرچه خودم خیلی حساسم !!

جیغ جیغ کردن ؛ غر زدن ؛ نق و نال کردن و دوست دارم .

ایده آل های زندگیم؛ هر چیزیه که دارم !!

این و به دوستام می گفتم می خندیدن .. می گفتن مگه می شه ؟

آره می شه . شما با همون چیزهایی که دارین باید ایده آل هاتون و بسازین ..

نمی گم منم شکایت می کنم؛ غر می زنم .. گاهی دلم یه چیزهایی می خواد و

حسرتش می خورم .. اما خب .. سعی می کنم با همین ها هم خوب نشون بدم

شخصیت خودم و ...

ارزوم همونایی هست که بچه بودم داشتم !

آرزو داشتم که ۶ تا بچه داشته باشم ؛ هنوزم می خوام که داشته باشم !!

اسماشونم انتخاب کردم !

۴ تا دختر : باران ؛ بهار ؛ رها ؛ هیوا

٢ تا پسر: کارن و کسرا

دوست داشتم یه روانشناس بشم یا کارگردان ! هنوزم دوست دارم که بشم !

دوست داشتم یه خونه کنار دریا داشته باشم تا وقتی که پیر شدم و زنده موندم برم

اونجا و کشاورزی کنم !

ارزومه که یه بار پروانه بشم !

ارزوم بوده و هست که موهام فر دار تر بود و روشن تر !! مثل عروسکم !

..

من همینم ! عوض بشو هم نیستم ! یعنی نمی خوام که بشم .. بد و خوبم و

دوست دارم و داشتم ..

غرورم و زودرنجی م و سنگ دلیم و سکوتم و خل بازی هام و ادا در آوردن و بچه بازی و

لوس بازی هام و دوست دارم ..

رک حرف زدن و پررو بازیم و دوست دارم ؛ از اینکه گاهی الکی توجه جلب کنم خوشم

می یاد  .. از تنهایی م لذت می برم !

از شخصیتم خوشم می یاد .. چون واسه منه و دارم باهاش زندگی می کنم .

من این طوریم ! همین شکلی که گفتم ! شما چه جوری هستی ؟

..

پ.ن : من دارم می رم یه گَندی به این موهام بزنم و برگردم !! بهتون می گم چی کار کردم !

اما احتمالا کار خودم و می کنم ! اینم جز همون اخلاقامه !!

راحت باشین از اخلاقهای بدتون بنویسین تا من بر گردم .. لپ تاپم پیشمه اگر

شد جواب می دم ...

دوستتون دارم هوار هوار هوار تا .. غیر نامحرماش بغل و بدن بغل



موضوعات مرتبط: روزانه

تاريخ : دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ | ٧:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()