سلام ...

خسته ؛ تب دار ؛ بی حال ؛ بی حوصله ؛ با مقدار قابل توجهی سر درد ؛ کمر درد

و همین طور تا حدودی گلو درد و سرفه.... به همراه بیست ؛ سی عدد قرص ؛ دو عدد

شربت و پنج عدد آمپول !!!

اینها الان تمام دارایی من است ...

گفتم خوشی به ما نیومده ! دیدین ...

از ظهر دیروز افتادم توی تخت تا همین الان که به زور اینجا اومدم ...

نمی دونم این سرماخوردگی از کجا پیدا شد ..

حالم اصلا نرمال نیست ؛ همه ش خوابم ...

دست همه تون درد نکنه و شرمنده که دیر خدمت رسیدیم !

ببخشین به بزرگی خودتون .. فردا بهتر شم حتما می نویسم . و بهتون سر می زنم ..

با این که سرما خوردم اما همه تون و می بوسم ...

 



موضوعات مرتبط: روزانه

تاريخ : شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸ | ٤:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()