می دونین بدی اینجا اینه !

به هر حال هر چیز بدی و خوبی داره و بدی اینجا هم اینه که نمی شه مفهوم خوب بیان کرد .

اینجا تنها راه ارتباطی نوشتن و خوندنه که به عنوان آخرین راه ارتباطی این روزها شناخته

می شه ..

مطمئنن وقتی رو در رو با کسی صحبت می کنی ؛ خیلی راحت می تونی مفهوم صحبت

و منتقل کنی . ...

اینجا همینه ؛ زیاد چت و دوست ندارم سر همین ! آدم گیج می زنه گاهی !

بازم دست این مخترعین درد نکنه که الان می شه اونم دیداری و شنیداری کرد !!

اما خوب .. اون کجا این که بری با دوستت توی یه کافی شاپ آروم بشینی و قهوه و

آب میوه بخوری و بحث کنی ؛ کجا ؟‌

همین . موضوع همینه !!

توضیح کوتاهی که به نظرم اومد بزارم برای پست پایین :

من می دونم که کجا داریم زندگی می کنیم .. اینجا خاک ماست و ما بزرگ شده ی اینجا

هستیم . فرقی نداره کجاش ؛ مهم اسم و زبونمونه که ایرانی و فارسیه ..

اینم می دونم که جامعه چیه و از من چی می خواد ؛ محدودیتاش و می شناسم ؛ دیگه واضحه

چرا ؛ منم دارم زندگی می کنم !

و باز این و درک می کنم که توی دین ما هم یکسری محدودیت ها و ممنوعیت ها برای

ما مشخص شده ؛ که ملزم به انجامشون هستیم .

اینها همه درست ..

اما می خوام بگم خود ما چی ؟

می دونین الان چه قدر جنایت ها سر همین چیزها اتفاق می افته ؟‌

اوهو ! واستا , می دونم همون جایی که آزادی توی این رابطه هست هم از اینجا دست

کمی نداره ! قبول این و قبول دارم . گفتم که دیگه بعضی جاها از اون ور بوم افتادن ..

اما باز این جنایت ها و مشکلات واضح و قابل دیدنه ..

اما اینجا نیست ... این جا جنایت های خاموش بیشتره !

اینجا اتفاقاتی برای آدمها می افته ( فقط سر همین رابطه ) که اصلا کسی متوجه اون

جنایات نمی شه .. حتما باید کسی بمیره تا بفهمیم اتفاقی افتاده در اصل این طور نیست ..

توی اینجا متاسفانه آزار جنسی شیوع بیشتری داره و بدبختی مخفیانه ش بیشتره !

فرح خانم پستی که نوشتی یادته ؟ همون که پاک کردی ؟ یکی شون همین ...

خیلی از زنها و دخترایی هستن برای این که اون چیزی که نباید از دست بدن ؛

تن به این کار می دن ... یه دختر ٢٠ ساله که دوران بزرگ شدنش و گذرونه و

بدنش می خواد

بابا تعارف نداریم که مگه می شه نخواد ؟

می دونه اگر دختر بودنش و از دست بده آبرو نداره ... و دیگه هیچی نداره !!

پس تن می ده به اون کار .. شاید جن.سی ارضا هم نشه اصلا .. حداقل روح و جسمش

که می شه ..

زنهایی که واسه خاطر زندگی و هزار تا چیز دیگه مجبورن با شوهر هایی زندگی کنن

که جز شکنجه چیزی از یه رابطه ی جن.سی نمی فهمن ..

اینها اون جا هم شاید باشه . اما به خدا این جوری که این جا بیداد می کنه نیست ...

فقط زنها رو نمی گم .. نمی گم مردها اینجا آزار نمی بینن .. اونها هم همین طور

به خاطر بسته بودن این فضا ؛ تقصیر زیادی هم ندارن .

پسری که اولین رابطه ی جن.سی شو می خواد شب عروسیش با زنش داشته باشه

از بس که هول می شه نمی دونه چی کار باید کنه اصلا !!

نصفه مردهای ما اصلا نمی دونن زن چه طور ارضا می شه ! اصلا می تونه بشه ؟‌

همین الان اینجا یه نظر سنجی بزاریم .. ببینیم کدوم از این مردا می دونن چند راه واسه

جلوگیری از بچه دار شدن وجود داره ..

پُرش ۵ تا ۶ مورد بدونن .. همین !

در صورتی که حداقل ٢٠ راه وجود داره که دم دست هم هستن !

مشکل اینجاست ... همین آموزش ..

یه بلاگ داشتم می خوندم ؛ مرده شاکی از زنش .. اینجا اومده می نویسه ..

به خدا مرض نداره ؛ زده بالا .. ( می دونم مرض دارش هم هست )‌

خب چی کار کنه؟ بگه نیست ؟ مگه می شه .. می دونین چی کار می کنه ؟

خیانت !

برای این جور افراد این اولین و آخرین راه موجوده ....

زنی که کنار شریک جن.سیش آرامش نگیره ؛ می خواد کنار مرد دیگه ای این آرامش و بگیره ..

شایدم تا آخر عمرش خودشم باور کنه همین هم از سرش زیاده !!

مرد هم همین طور . مردی که نیازش کنار همسرش تامین نشه ؛ مجبور می شه جوری

از شرش حداقل راحت شه !

تن می ده به خیلی کارهای پست تر .. خیلی کارهای ناشایاست تر و زشت تر ..

قبیح تر .. مجبوره چون.. به همین سادگی ...

من می خواستم بگم . بد و قبول کنیم چون بدتر خیلی بدتره !!

خودتون قضاوت کنین  کدوم از این شرایط بد و بدتره !

دختری که قبل از ازدواج با شوهرش ؛ باهاش رابطه ی جن.سی هم داشته ..

یا زنی که بعد از ازدواج به شوهرش خیانت کنه ؟

به خدا می فهمم ؛ می دونم .. واسه اینم اولش می گم آموزش ...

گفتم من از کثافتکاری بدم می یاد .. حالم از آدمهایی که کنترل همین هورمون های

مسخره رو ندارن ؛ بهم می خوره ..

به خدا اصلا نمی تونم فکر کنم و خودم جای این چنین آدمها بزارم .

شماخانمها که پست خصوصی من و خوندین ؟

من یه زنم که سر این موضوع خیلی لطمه خوردم ...

خیلی خوبه که شما با توجه به شخصیت و روحیه ت .. با توجه به ایمان و اعتقادت داری

خویشتن داری می کنی و کنترل نفست و داری .. آفرین ..

به جان خودم خیلی هم خوشحال می شم .

نمی گم بزنین زیر قانون و جامعه و بگین هر چی من می خوام .. نه

نمی خوام و نمی گم ..

بازم من داد می زنم آقاجان ؛ خانم عزیز .. آموزش صحیح ؛ به خدا دختر و پسری که این آموزش و

صحیح داشته باشند هیچ اتفاق ناگواری نخواهد افتاد ..

مشکل اولیه همینه .. می گم برین این و پیدا کنین .. لینکهایی که گذاشتم و دیدین ؟

همین .. می خواستم اول آموزش و برسونم ..

و البته صلاح کار خویش خسروان دانند ..

من کوچیکتر و نادون تر از اینی هستم که چیزی بگم .. خودتون می دونین... آخر پست قبلی هم گفتم .

به خودتون نگاه کنین ... هیچ انگشتی شبیه هم نیست .. هیچ دو آدمی غرایز و رفتارهای

مشابه ندارن .. خودت و ببین همین ..

از حضور تمام دوست شرمنده اگر بی ادبی شد .. همین !

ببخشید قرار شد کوتاه بشه .. شرمنده دیگه !

...................................................................................

بعدا نوشت :

من خودم تا قبل از ازدواجم ؛ با توجه به تربیتم ؛ نه تنها این حرف و بد و زشت و گناه !

تلقی نمی کردم .. بلکه متنفرم بودم ..

اما الان بعد از اینکه دنبال همون آموزشه رفتم .. چشمهام و بیشتر باز کردم . دیدم

که چه خبره دور و برمون ..

دماخهای مبارک و گرفتیم و می گیم " بو ؟!‌‌به حق چیزهای نشنیده و ندیده !!‌"‌

...

برین بلاگ خشکه و این پست رو بخونین .. در آستانه ٨ مارس  

منم شاید چیزی نوشتم .. اما به تمام همجنسهای خودم که یک جا ؛ یکی حقشون و

ضایع کرده ؛ ٨ مارس روز جهانی زن و تبریک می گم ..

با آرزوی روزی که حق برای هیچ کس غیر قابل دسترس نباشه ..

...

اینم بخونین باز .. بد نیست .. شاید بیشتر هم و بفهمیم ! "عبور موقت "

 



موضوعات مرتبط: آموزش! , روزانه

تاريخ : یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()